مدح و مرثیۀ حضرت زین العابدین ( امام سجاد) علیهالسلام
درد بــســیــار، مــداوا گــریــه ارث جــامــانـدۀ زهــرا گـریـه روزهـا نـالـه و شـبهـا گـریـه آب مـیخـورد، ولـی بـا گـریـه گریه بر آب وضویش میریخت خوندل بر سر و رویش میریخت گریه بر شاه شهیدان خوب است گریه بر کشتۀ عریان خوب است گریه بر دامن طفلان خوب است گریه بر آن لب و دندان خوب است خـواسته هر سحـرش گریه کند در فــراق پــدرش گـریـه کـنـد گــریـه بـر نــالــۀ آن مــادرهـا گـریـه بـر گـریـۀ آن دخـتـرهـا گـریـه بـر غـارت انـگـشـتـرها گـریـه بر سـوخـتـن مـعـجـرهـا رنگ مهـتـاب، زمـیـنش میزد دیـــدن آب، زمــیــنــش مـیزد گریه بر ناقه نشسته سخت است گریه با پیکر خسته سخت است گریه با بال شکسته سخت است گریه با گردن بسته سخت است گریه خوب است که هر شب باشد گـریـه بـر چـادر زیـنـب بـاشـد آنکـه را هـسـت پـیـاده نکُـشـید تـشـنـه را بر لب بـاده نـکُـشـید طـفـل را این همه ساده نکُـشید ذبــح را آب نــداده نــکُــشــیــد هـیچ کـس آب به گـودال نـبـرد پــدرم ذبــح شـد و آب نـخـورد آمـــد و دیـــد تـــنـــی افــتـــاده کُــشــتــۀ بـی کــفــنــی افــتـاده شـــه بــی پــیــرهــنـی افـتــاده پــاره پـــاره بـــدنـــی افـــتــاده هـمه پروانه و شـمـعـش کردند بـوریـا آمـد و جـمـعـش کـردند آمـد و دیـد کـنـارش پَـر نـیست بـدن افـتـاده ولیکـن، سر نیست چند انگـشت، و انگـشتر نیست این حسین است ولی دیگر نیست بس که با نـیـزه قـلـیـلش کردند ذبــح کـردنـد قــتـیـلـش کـردنـد |